تبلیغات
قرآن - رسالت قرآن در هدایت
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390

رسالت قرآن در هدایت

   نوشته شده توسط: دانش آموزان شاهد دانش آموزان شاهد    


   رسالت قرآن در هدایت
 
قرآن كریم انسان را سالك به سوی مقصد ابدی می‌داند ...
برای دیدن در ادامه ی مطلب كلید كنید

                                            رسالت قرآن در هدایت
 قرآن كریم انسان را سالك به سوی مقصد ابدی می‌داند: «یا اَیُّهَا الاِنسانُ انّكَ كادِحٌ اِِلی ربِّكَ كَدحاً فَمُلاقیهِ»[1]، و سلوك، بدون راه و همراه و خرجی راه و رهبر و راهنما و... نخواهد بود، و تعدد امور یاد شده در راههای اعتباری یا حقیقی مادی و انفكاك آنها از هم رواست، لیكن در راه حقیقی و الهی كه راه از درون رهرو، بیرون نیست و سَیْر او در عقیده و اخلاق و اعمال است كه همگی از شئون هستی او بشمار آمده و در آینده‌ی نه چندان دور، از حال به ملكه تبدیل شده و از عرض به جوهر تغییریافته، و از عَرَضی به ذاتی درآمده و از بیرون به درون وجود ـ نه مفهوم و ماهیت ـ راه یافته و مقوّم وجودی وی شده و سرانجام در قیامت، صورت ظاهر همتای سیرت باطن شده و هر كسی برابر با سریره‌ی جوهری خویش محشور می‌گردد، متصور نیست یعنی راه و رونده و همراه و خرجی راه و منازل بین راه و پایان راه همه و همه یكی است كه خدای سبحان توسط پیامبران معصومش آن را تعلیم و تهذیب می‌نماید، و غیر از ذات اقدس خداوند احدی شایسته‌ی هدایت انسان نخواهد بود، زیرا دیگران بدون هدایت راهنما ذاتاً هدایت شده نخواهند بود، و موجودی كه ذاتا هدایت شده نیست و نیازمند به هدایت است توان راهنمائی دیگران ندارد. لیكن خدای سبحان چون ذاتاً هدایت‌گر است و همه كارهای او بدون دستور غیر بر صراط مستقیم می‌باشد «اِنّ رَبِّی عَلی صراطٍ مُستَقیم»[2] حق هدایت دیگران منحصراً از آن اوست: «اَفَمَنْ یَهْدِی اِلَی الَحقِّ اَحَقُّ ان یُتَّبَعَ اَمَّن لا یَهِدَّی اِلّا اَنْ یُهدیْ»[3]، منظور از احقّیّت در این آیه، همانا به نحو تعیین است نه ترجیح، مانند: «اولُوا الاَرحامِ بَعضُهُم اَولی بِبَعضٍ»[4] زیرا دیگران اصلاً حق هدایت ندارند، چون هر بالعرض باید به بالذّات منتهی گردد، و در این صورت هدایت همان هادی بالذّات است كه توسط هادیان بالعرَض عرضه می‌شود، نه هدایت دیگر: «اِنَّ هُدیَ الله هُوَ الْهُدی»[5].
و چون قرآن برنامه هدایتی خداوندی است، كه ذاتا هدایت شده و نیز هدایت‌گر ذاتی است از گزند هر گونه جهل و خطا و سهو و نسیان محفوظ بوده، و از آسیب تخلّف یا اختلاف نیز محفوظ خواهد بود، «لا یأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدیهِ و لا مِن خَلفِه»[6] لذا بمنظور هدایت همه‌ی انسان‌ها نازل شد، «هُدیً للنّاس»[7] گر چه گروه خاص از آن بهره‌مند می‌شوند... «هُدیً لِلمتّقینَ»[8] و چون از تمام علّت‌های بزرگواری برخوردار است، نحوه‌ی رهبری آن بهترین انحاء‌ هدایت می‌باشد بطوریكه رهنمائی از آن بهتر، میسّر و متصوّر نخواهد بود: «اِنَّ هذَا القُرآنَ یَهْدِی لِلَّتی هِیَ اَقُومَ»[9] و از آن جهت كه انسان سیر عمودی داشته، از نازل‌ترین مرتبه تا عالی‌ترین مرتبه جهان امكان را طی می‌كند: «هَل اَتی علَی الاِنسانِ حینٌ مِنَ الدَّهرِ لم یَكُنْ شیئاً مَذكُوراً»[10] ...، «یا ایّتُها النّفسُ المُطمئنّهٌ ارجِعی اِلی ربِّكِ راضیَهً مَرْضیّه‌ی فادخُلی فی عِبادِی وَ ادخُلی جنّتی»[11] لازم است برنامه‌ی هدایتی بشر، كتابی باشد كه از طرف نزول به طبیعت بسته و از مرتبه‌ی لفظ و كلام سیّال و مفاهیم اعتباری مایه بگیرد، و از طرف صعود به ماوراء طبیعت مرتبط بوده و از قلمرو لفظ و عناوین اعتباری فراتر باشد، چنانكه در حدیث ثقلین و مانند آن آمده است كه: قرآن طناب خاص الهی است، یك طرف آن به دست شماست و طرف دیگر آن به دست خدای سبحانست، همانطوری كه نشأه طبیعی انسان به نشأه ماوراء طبیعی او مرتبط است و رسیدن به مقام تجرّد عقلی وی بدون عبور از قلمرو حسّ میسّر نیست، رسیدن به باطن قرآن نیز بدون حفظ ظاهر و عمل به آن مقدور نخواهد بود، و همانطوری كه اسرار روحی بشر به هر طوری كه باشد خود را در منطقه‌ی جسمانی او آشكار می‌نماید معارف عمیق قرآن خود را به نحوی در لابلای كلمات ارائه می‌دهد، لذا توده‌ی مردم از آیات قرآنی با وضع مناسب ظرف علمی خود بهره‌مند می‌شوند، و خواص از اشارات آن طرفی می‌بندند، و اولیاء از لطائف آن سرشار می‎شوند و انبیاء از حقایق آن سیراب می‌گردند.
هدایت قرآن كه كلام خداست، آیت هدایت متكلم خود می‌باشد، یعنی هدایت عینی خدای سبحان، هر لحظه بطور خاص ظهور می‌كند و نیاز تكوینی هر نیازمند آماده و مستحقّ را كه با زبان استعداد و لسان حال چیزی را طلب می‌كند برآورده می‌نماید. و هدایت علمی قرآن نیز هر آن بطور مخصوص جلوه می‌نماید و سئوال علمی هر صاحب نظری را پاسخ می‌دهد، و اگر خواستیم نشانه‌ی «یسئلَه مَن فِی السّمواتِ وَ مَن فی الاَرضِ كُلَّ یومٍ هُوَ فی شأن»[12] را در جهان علم جستجو كنیم، تنها كتابی كه توان آن را دارد كه درباره‌ی تمام مكتب‌های اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و سیاسی اظهارنظر كند و خطوط كلّی صحت و سقم آنها را ترسیم نماید و خطوط جزئی آن را به اجتهاد استنباط‌گران باطن بین و درون‌اندیش ارجاع دهد همانا قرآن كریم می‌باشد، و گرنه كتاب جاوید نمی‌بود.
همانطوری كه زبانهای استعداد امور تكوینی یكسان نیست و در نتیجه جوابهائی كه به آنها افاضه می‌شود همتای هم نمی‎باشد، لسان حال سالكان كوی حق، در بیان معارف قرآن همسان نبوده، پاسخ‌هایی كه از آن دریافت می‌نمایند برابر هم نمی‌باشد، چه این‌كه همّتهای سالكان كوی تهذیب نفس یكسان نبوده، فیض‌هایی كه نصیب آنان می‌گردد متساوی هم نمی‌باشد مثلا نحوه‌ی هدایتهای باطنی قرآن در آیه‌ی كریمه‌ی: «اِن تتّقوا الله یجعَل لَكُم فُرقاناً»[13] به طور اجمال اشاره شد لیكن مقام متوسّط از اهل تقوی اینست كه از جنود جهل عملی برَهَند و به سپاه عقل عملی، نائل آیند و در پیكار عمل به مقام خلوص و صفا و وفا و رضا و نظائر آن بار یابند ولی همت والای اوحدی از متقیان آنست كه گذشته از پیروزی در صحنه‌ی عمل، و رسیدن به منازل عملی سیركنندگان به سوی خدا، در میدان علم نیز فائق آیند و از گزند وَهْم نظری، همچون آسیب وَهْم عملی برهند و از تهاجم مغالطه‌های فكری رهایی یافته به برهان‌های عقلی نائل آیند، و همچنین از تمثّل صورتهای نفسانی سفر كنند و به مثال راستین رسیده و از آنجا به مافوق مثال مقیّد و مطلق عروج نمایند و همچون حارثه بن مالك بگویند: «كاَنّی انظر الی عرش ربّی قد وضع للحساب»[14] سپس از منزل (كأنّ) كه مقام احسان است سفر كنند و به منزل (انّ) برسند كه رفتنی و رسیدنی است، آنگاه معلوم می‌شود از آیه‌ی كریمه‌ی: «انّ‌ هَذَا القُرآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ اَقْوَم» چه معارف ژرفی می‌توان به دست آورد و از جمله‌ی: «یَجْعَلْ لَكُم فُرقاناً» چه فرق‌های فراوانی بین مفاهیم حصولی صاحب نظران و مشاهد حضوری صاحبان بصیرت، می‌توان استنباط نمود.
همانطوری كه پیوند تكوینی بین سراسر هستی، آنها را در فیض یابی. مَدد می‌كند، لزوم وحدت و هماهنگی همه جانبه‌ی طلایه داران علوم قرآنی، آنان را برای بهتر فهمیدن بلندای معانی وحی آسمانی، كمك خواهد كرد، لذا قرآن كریم همگان را به چنگ زدن به این ریسمان استوار فرا می‌خواند، و معنای چنگ‌زدن عمومی به ریسمان استوار آسمانی این نیست كه بطور انفراد و جداگانه هر كسی از قرآن استفاده كند و به فهمیده‌ی خاص خویش بسنده نماید، بلكه مراد آنست كه همگان با هم قرآن را بفهمند تا در پرتو برخورد آرائی و تبادل نظرها، سئوال عمیق‌تری به پیشگاه قرآن عرضه گردد، سپس پاسخ شگفت‌انگیز و دقیق‌تری دریافت شود كه هم به وسعت فهم‌های عمومی راست آید، و هم به فراخی فكرهای همگی هماهنگ شود، و هم با عمق جان همگان سازگار باشد و هم با اوج عروج شاهدان موافق آید، و هم با متن شهود شاهدان راستین مخالف نباشد، زیرا همه‌ی آنان در پرتو پذیرش كتاب و عترت، و عمل برطبق موازین شریعت، و استمداد از قاعده‌های گفتگو و استظهار به روش‌ علمی، و تكلّم به خطابهای آسمانی از راه شفاهی مأنوس و مورد قبول و پسندیده به آستان قرآن و عترت رفته‌اند.
بررسی همه جانبه‌ی هدایت قرآن كه اولین رسالت اوست، رساله‌ای مستقل می‌طلبد، ولی به همین اندازه در اینجا اكتفاء می‌شود و فصول آینده كه به منزله‌ی ثمره‌ی شجره‌ی طوبی هدایت قرآن می‌باشد، جبران برخی از مطالب درهم پیچیده و ناگفته را به عهده دارد مثلا رسالت قرآن در تربیت، نه تنها فصل مستقل می‌خواهد، بلكه رساله جداگانه طلب می‌نماید، لیكن با ترسیم خطوط كلی آن در این فصل كه به هدایت اختصاص یافت، و در ضمن فصول دیگر كه هر كدام نامی جدا و مطلبی مستقلّ را در بردارند بخشی از مسائل تربیتی اسلام روشن خواهد شد. چون با آشنائی به زیر بنای تربیتی می‌توان خطوط جزئی آنرا استنباط كرد.


[1] . سوره‌ی انشقاق، آیه‌ی 6؛ ای انسان تو با تلاش و كوشش و رنج به سوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی كرد.
[2] . سوره‌ی هود، آیه‌ی 56؛ به راستی كه پروردگار من بر راه راست است.
[3] . سوره‌ی یونس، آیه‌ی 35؛ آیا كسی كه هدایت می‌كند به سوی حق برای پیروی شایسته‌تر است یا آن كه خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش كنند.
[4] . سوره‌ی احزاب، آیه‌ی 6؛ خویشاوندان نسبت به یكدیگر از مؤمنان و مهاجران در آن چه خدا مقدّر داشته اولی هستند.
[5] . سوره‌ی بقره، آیه‌ی 120؛ هدایت الهی تنها هدایت است.
[6] . سوره‌ی فصلت، آیه‌ی 42؛ هیچ باطلی نه از پیش‌رو و نه از پشت‌سر به سراغ آن نمی‌آید.
[7] . سوره‌ی بقره، آیه‌ی 185؛ قرآن هدایت است برای مردم.
[8] . سوره‌ی بقره، آیه‌ی 2؛ هدایت‌گر متّقین است.
[9] . سوره‌ی اسراء، آیه‌ی 9؛ این قرآن به راهی كه استوارترین راه‌هاست هدایت می‌كند.
[10] . سوره‌ی انسان، آیه‌ی 1؛ آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت كه چیز قابل ذكری بود.
[11] . سوره‌ی فجر، آیات 30ـ 29ـ 28ـ 27؛ تو ای روح آرام یافته به سوی پروردگارت بازگرد در حالی كه هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلك بندگانم درآی و در بهشت من وارد شو.
[12] . سوره‌ی رحمن، آیه‌ی 29؛ تمام كسانی كه در آسمان‌ها و زمین هستند از او تقاضا می‌كنند و او هر روز در شأن و كاری است.
[13] . سوره‌ی انفال، آیه‌ی 29؛ اگر از خدا به پرهیزند برای شما وسیله‌ای جهت جداساختن حق از باطل قرار می‌دهد.
[14] . اصول كافی ، باب حقیقه الایمان و الیقین؛ گویا دارم به عرش پروردگارم نگاه می‌كنم كه برای حسابرسی قرار داده شده.

foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 10:45 ق.ظ
Why viewers still make use of to read news papers
when in this technological world all is accessible
on net?
How you can increase your height?
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:52 ق.ظ
I like the helpful information you supply to your articles.

I'll bookmark your blog and check once more here regularly.
I am fairly certain I'll learn a lot of new stuff
proper here! Good luck for the following!
jaymiesultani.hatenablog.com
یکشنبه 8 مرداد 1396 07:00 ق.ظ
I'm very happy to find this website. I wanted to thank you for your time due to this wonderful read!!
I definitely loved every part of it and i also have you book marked to see new information on your website.
Amelia
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 11:52 ب.ظ
I'm impressed, I have to admit. Seldom do I come across a
blog that's equally educative and interesting, and without a doubt, you've hit
the nail on the head. The problem is something not enough folks
are speaking intelligently about. I am very happy that I came
across this during my search for something relating to
this.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر