تبلیغات
قرآن - قرآن كلام الهی
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390

قرآن كلام الهی

   نوشته شده توسط: دانش آموزان شاهد دانش آموزان شاهد    

      قرآن كلام الهی
 خدای سبحان در سوره‌ی مباركه‌ی «توبه» قرآن كریم را «كلام الله» معرّفی نموده
...
برای دیدن در ادامه ی مطلب كلید كنید

                          قرآن كلام الهی
 خدای سبحان در سوره‌ی مباركه‌ی «توبه» قرآن كریم را «كلام الله» معرّفی نموده: « وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ»[1]؛ اگر مشركی در حین جنگ (برای بررسی مسائل اسلامی) از شما امان خواست، او را امان دهید تا كلام الله را بشنود.
اكنون باید روشن شود كه كلام بودن قرآن به چه معناست و تفاوت كلام خدا با كلام بندگان در چیست؟
قرآن كریم در آیات گوناگون خود، اصل تكلّم و سخن گفتن خدای سبحان را به طور صریح تأیید می‌فرماید. در مورد خلقت آدم ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: « وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَه‌ی إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَه‌ی»[2] در این آیه‌ی كریمه، سخن از گفتگوی خدای سبحان با ملائكه و فرشتگان است.
درباره‌ی میقات و تكلم خدای سبحان با موسای كلیم ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است: « وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِیقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ»[3] « وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِیماً»[4].
خداوند در شب معراج نیز با رسول خاتم خود، به خالصترین قسم وحی و تكلّم، سخن گفت كه « فَأَوْحی إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحی»[5] آنچه كه افراد عادی از كلام به یاد دارند، آن است كه الفاظی برای معانی مخصوصی وضع شود و انسانها با استمداد از فضای دهان و حنجره، آن را تلفّظ كنند و در این گونه كلام، از آن جهت كه الفاظ برای معانی خاص وضع می‌شوند، قرارداد و اعتبار وجود دارد و از آن جهت كه صوت و لفظ در كار است، از دهان و حنجره باید ادا شود.
كلامی كه خدای سبحان به خود نسبت داده یقیناً منزّه از صوت و لفظ و اعتبار است و برای آنكه روشن شود كه مقصود از كلام خداوند چیست، باید نخست معنای «كلمه» را در قرآن بیابیم. «كلمه» در لغت عرب به معنای آن است كه چیزی، نهان را آشكار كند و از پنهان خبر دهد و اگر در عرف، به كلمات متشكّل از حروف. «كلمه» می‌گویند، برای همین است كه «مُعربٌ عمّا فی الضمیر» است یعنی آنچه را كه در نهان متكلم است آشكار می سازد و افكار و حالات و خواسته‌های درونی او را به افراد دیگر كه گوش شنوا داشته باشند، می‌فهماند.
سراسر هستی، كلمه‌ی الله است
قرآن كریم، سراسر نظام هستی را «كلمه‌ی الله» می‌داند ومی‌فرماید: « قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّی»[6] خدای سبحان به رسولش می‌فرماید: بگو كه اگر دریا مركّب شود برای نوشتن «كلمات» پروردگار من، پیش از آنكه كلمات الهی به پایان رسد، دریا خشك و تمام خواهد شد. و در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَه‌ی أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَه‌ی أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّه»[7]
سرّ اینكه قرآن كریم، سراسر هستی را «كلمه‌ی الله» می‌داند، آن است كه هر موجودی از موجودات جهان آفرینش، «آیت» و نشانه‌ی حقّ است و «غیب» را نشان می‌دهد و نهان را آشكار می‌سازد.
همه‌ی موجودات، با زبان تكوینی خود سخن از خداوند و اسما و صفات عالی او می‌گویند. خدای سبحان در دنیا از طریق مخلوقاتش با بسیاری از انسانها سخن می‌گوید ولی اگر كسی « صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ»[8] باشد، چگونه آن را می‌شنود؟ نشنیدن چنین افرادی دلیل بر نبودن كلام و سخن خداوند نیست، سراسر عالم، صدای حقّ است ولی گوش شنوا می‌خواهد.
در نظام كلّی و «نظام احسن» حتّی شیطان نیز «كلمه‌ی الله» است و خیر و بركت را به همراه دارد؛ زیرا تا شیطان نباشد و تا وسوسه نكند، جهاد اكبری نخواهد بود و كمال و سعادت انسان حاصل نمی‌شود. «جهاد اكبر» وقتی است كه دشمنی وجود داشته باشد چنانكه در «جهاد اصغر» نیز باید كافری باشد و عداوتی داشته باشد تا انسان به جهاد با او بپردازد.
اگر چه شیطان و انسانهای پلیدی كه پیروان اویند، به سبب اختیار بد خود به جهنّم خواهند رفت، ولی در نظام كلّی، مفید و خیرند و زمینه فوز شهادت در جهاد اصغر و رسیدن به كمال تهذیب روح در جهاد اكبر را شیاطین جنی و انسی فراهم می‌كنند، لذا از آن جهت كه مخلوق‌ الهی‌اند شرّ نخواهند بود و تفاوت بین خیر بودن اصل مبدأ وسوسه در مقیاس نظام كلّی و اَحْسَن، و بین لزوم پرهیز هر شخص از اینكه مبدأ وسوسه قرار گیرد یا مورد آن واقع شود، بسیار است كه باید در مسئله‌ی عدل كلّی، نظام احسن، خیر و شر و مانند آن مورد بحث قرار گیرد.
انسان كامل، بزرگترین كلمه‌ی الله
قرآن كریم، حضرت مسیح ـ سلام الله علیه ـ را به طور خاصّ، كلمه‌ی الهی معرّفی می‌كند «إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْیَم»[9] و در جای دیگر می‌فرماید: « إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَه‌ی یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُكِ بِكَلِمَه‌ی مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَىبْنُ مَرْیَمَ»[10] و این بدان خاطر است كه «انسان كامل» آیت كبرای حقّ است و هیچ موجودی نمی‌تواند مانند انسان كامل، خداوند را نشان دهد و از این جهت، حضرت امیرالمؤمنین ـ سلام الله علیه ـ می‌فرماید: «ما لله آیه‌ی أكبر منّی»[11] آیت و نشانه و كلمه‌ای از انسان كامل مانند رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه‌ی معصومین ـ علیهم السّلام ـ كه همگی نور واحدند، وجود ندارد و در جوامع روایی نیز آمده است كه «نحن الكلمات التامّات»[12] یعنی ما كلمات تامّه و كامله الهی هستیم.
بنابراین، سخن و قول و كلام خدای سبحان، چه در دنیا و چه در آخرت، از نوع صوت و لفظ و اعتبار نیست؛ چنانكه از امیرالمؤمنین ـ سلام الله علیه ـ نقل شده كه فرمودند: «... یقول لمن أراد كوْنَه: كن، فیكون، لا بصوت یُقْرَع ولا بنداءٍ یُسْمَع و إنما كلامه سبحانه فعل منه أنْشَأه و مَثّلَهَ»[13]: قول خداوند، فعل اوست كه منزّه از صدای كوبیده شده است و مبرّای از ندایی است كه شنیده شود. كلام خدا افاضه‌ی هستی است، ولی در مرحله نازله‌اش به صورت تورات ملفوظ یا قرآن فصیح عربی، تجلّی می‌كند و در این مرحله‌ی نازله، لازمه‌اش لفظ و اعتبار است، و عربی بودن و عبری بودن و غیر آن مطرح می‌شود. قرآنِ عربی مبین، ذیل و نازله و رقیق شده‌ی كلام الهی است و صدر و اصل آنكه در مقام «لدن» بر وجود مبارك پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، نازل می‌شود و ایشان می‌پذیرد، منزّه از صوت و لفظ و اعتبار است، حقیقتی است علیّ و بلند و حكیم كه با «مشاهده» دریافت می‌شود.
غرض آنكه، حقیقت قرآن در تمام مراتب آن، كلام خداست و این كلام كه به تمام مراحل خود، مخلوق الهی است فعل خاص اوست كه خداوند آن را ایجاد فرموده و خصوص مرتبه‌ی نازله آنكه آن هم مانند دیگر مراتب، كلام خدا و مخلوق اوست عبارت از الفاظ ویژه و كلمات مخصوص خواهد بود.
قرآن، تكلّم الهی است
یكی از سؤالاتی كه پاسخ به آن معرفت ما را به قرآن كریم بیشتر می‌كند این است كه: آیا وقتی كلام خدا به رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسید، وحی الهی در وجود آن حضرت ختم می‌یابد و ایشان پیام خداوند را به مردم ابلاغ می‌كنند یا وجود مبارك آن حضرت همانند فرشتگان، مجرای وحی و مسیر تكلّم الهی است تا به انسانهای دیگر هم برسد و آنچه به انسانهای عادی می‌رسد حلقه‌ای از حلقات نهایی كلام خدا و مهره‌أی از سلسله‌ی وحی الهی به شمار می‌رود؟
بنابر فرض اوّل، انسان عادی كلام خداوند را نمی‌شنود بلكه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ كلام خدا را به مردم ابلاغ می‌كند و بنابر فرض دوّم انسانهای عادی نیز كلام خداوند را می‌شنوند اگر چه به واسطه‌ی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ باشد؛ البتّه بین شنیدن آن حضرت از فرشته‌ی وحی و شنیدن انسانهای عادی از ایشان فرق عمیقی وجود دارد.
امتیاز اساسی بین شنیدن رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ از خدا یا فرشتگان و بین استماع انسان عادی از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این است كه: اوّلاً رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در شنیدن و پذیرش وحی معصوم است یعنی هرگز كاهش یا افزایش در پذیرش او نسبت به وحی الهی راه ندارد بلكه همان را طبق واقع (علی ما هو علیه) می‌یابد. ولی انسان عادی كه نزدیك به برخی از خاطرات شیطانی یا افكار پوچ نفسانی است ممكن است آن را درست دریافت نكند و در اثر سوء اختیار خود گرفتار كژ راهه در ادراك گردد.
و ثانیاً دریافت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ از خداوند یا فرشتگان به نحو علم حضوری است ولی دریافت انسان عادی از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به نحو علم حصولی است.
و ثالثاً رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آنچه معصومانه به نحو علم شهودی دریافت كرد معصومانه حفظ می‌كند و از آسیب فراموشی محفوظ است «سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى»[14] ولی انسان عادی گذشته از دریافت غیر معصومانه، در مقام ضبط و نگهداری نیز محفوظ از سهو و فراموش‌كاری نخواهد بود.
رابعاً در مقام املا، ابلاغ، انشای شنیده شده، فرق دیگری وجوددارد كه خارج از بحث است.
یعنی اگر همه درختان روی زمین، قلم گردند و آب دریا به همراه و مَدَد هفت دریای دیگر، مركّب شوند، دریا تمام می‌شود ولی «كلمات» خداوند ناتمام خواهد ماند.


[1] ـ سوره‌ی توبه، آیه‌ی 6.
[2] ـ سوره‌ی بقره، آیه‌ی 30؛ هنگامی كه پروردگارت به ملائكه گفت: من در زمین خلیفه و جانشین قرار می‌دهم.
[3] ـ سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 143؛ و هنگامی كه موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت.
[4] ـ سوره‌ی نساء، آیه‌ی 164؛ و خداوند با موسی سخن گفت، (و این امتیاز، از آن او بود.)
[5] ـ سوره‌ی نجم، آیه‌ی 10؛ در اینجا خداوند آنچه را وحی كردنی بود به بنده‌اش وحی نمود.
[6] ـ سوره‌ی كهف، آیه‌ی 109.
[7] ـ سوره‌ی لقمان، آیه‌ی 27.
[8] ـ سوره‌ی بقره، آیه‌ی 171؛ كر و گنگ و نابینا هستند كه درك نمی‌كنند.
[9] ـ سوره‌ی نساء، آیه‌ی 171؛ مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده‌ی خدا و كلمه (و مخلوق) اوست؛ كه او را به مریم القا نموده.
[10] ـ سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 45؛ (به یاد آورید) هنگامی را كه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به كلمه‌ای (وجود باعظمتی) از طرف خودش بشارت می‌دهد كه نامش مسیح، عیسی پسر مریم است.
[11] ـ بحار، ج 23، ص 206، ح2؛ برای خدا آیت و نشانه‌ای بزرگتر از من نیست.
[12] ـ بحار، ج 5، ص 9، ج 1.
[13] ـ نهج البلاغه، خطبه‌ی 186، بند 17؛ به هر چه اراده كند می‌فرماید: باش (كن) پس بلادرنگ موجود می‌شود (فیكون) امّا گفتن كلمه‌ی «باش» نه صوتی است كه در گوشها نشیند و نه فریادی است كه شنیده شود بلكه سخن خدا همان كاری است كه ایجاد می‌كند.
[14] ـ سوره‌ی اعلی، آیه‌ی 6؛ از یك آب جهنده آفریده شده است.

foot pain
جمعه 24 شهریور 1396 10:16 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you! However,
how can we communicate?
Can you get taller with yoga?
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:52 ق.ظ
Hi there to every single one, it's actually a
good for me to visit this site, it consists of important Information.
How do you prevent Achilles tendonitis?
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:44 ق.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest but
your sites really nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your
website to come back in the future. Cheers
Foot Issues
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:12 ق.ظ
When I originally commented I appear to have clicked the -Notify me when new comments are added-
checkbox and from now on each time a comment is added I recieve four emails with the exact same comment.
Is there a way you are able to remove me from that service?
Appreciate it!
Marylou
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:54 ق.ظ
Good day! I know this is somewhat off topic but I was wondering if you knew where I could find a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having problems finding one?
Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر