تبلیغات
قرآن - مبدأ و منشأ نزول قرآن
شنبه 24 اردیبهشت 1390

مبدأ و منشأ نزول قرآن

   نوشته شده توسط: دانش آموزان شاهد دانش آموزان شاهد    

مبدأ و منشأ نزول قرآن
ذات اقدس اله در آیاتی از كتاب خود، اصل نزول قرآن و مبدأ نزول آن
را...
برای دیدن در ادامه ی مطلب كلید كنید

                 مبدأ و منشأ نزول قرآن
ذات اقدس اله در آیاتی از كتاب خود، اصل نزول قرآن و مبدأ نزول آن را كه همان اسمهای نیكوی الهی است بیان فرموده كه بخش عمده‌ی این آیات در «حوامیم سبعه» است. «حوامیم سبعه»، به هفت سوره‌ای گفته می‌شود كه در آغاز آنها حروف مقطّعه‌ی «حم» آمده باشد. این شروع مشترك، نشانگر مضمون مشترك و هدف ویژه‌ای است كه این سوره‌ها دارند. سرآغاز این سوره‌ها، بیان تنزل وحی، دریافت وحی، و محتوای اجمالی وحی است.
افزون بر این هفت سوره، در سوره‌های دیگر مانند «واقعه»، «آل عمران» و «علق» نیز به مسئله‌ی منشأ و مبدأ نزول قرآن اشاره شده است كه نخست به ذكر آیات كریمه‌ی آن سوره‌ها می‌پردازیم.
1ـ فرود آمده از طرف خدای زنده و پایدار
خدای سبحان در سوره‌ی «آل عمران» می‌فرماید: «الم * اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ * نَزَّلَ عَلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ»[1].
آمدن اسم‌های نیكوی الهی در آیات قرآن كریم، بر اساس ارتباط موضوع مطرح شده با آن «اسم» است. اگر در آیه‌أی، «الرحمنِ الرحیم» آمده و در آیه‌ی دیگر، «شدید العقاب» «مجازات او شدید است» به دلیل تناسب محتوایی آن آیات با هر یك از این «اسم‌های نیكو» است.
در این آیات كریمه، پیش از بیان نزول قرآن، دو اسمِ «حیّ» و «قیّوم» برای خداوند كه نازل كننده‌ی قرآن است، آمده و اشاره به این دارد كه نزول قرآن كریم، از مبدأ «زنده و پایدار» است و می‌فرماید: آن خدایی كه زنده و پایدار است و هیچ معبودی نیست مگر او، قرآن و كتاب خویش را در معیّت و مصاحبت حق بر تو نازل نمود.
2ـ فرود آمده از طرف خدای «ربّ العالمین»
خدای سبحان در سوره‌ی «واقعه» نزول قرآن را از ساحت «رب العالمین» بیان فرموده است: « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ * فِی كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ * تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ »[2]. اگر مقصود از «عالمین» در این آیه، جهانها و عالم‌ها باشد، معنای این آیه‌ی كریمه آن است كه قرآن از سوی پروردگار جهانها و عوالم نازل شده و به همین دلیل، هماهنگ با تكوین و عوالم هستی است. و اگر مقصود از «عالمین»، جهانیان باشد؛ چنانكه در سوره‌ی «فرقان» آمده: « تَبارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً »[3]، در این صورت، معنای آیه این می‌شود كه قرآن كریم، از سوی پروردگار جهانیان نازل شده و از این رو، برآورنده‌ی نیازهای همه‌ی انسانها در همه‌ی عصرهاست و فطرت آنان را شكوفا می‌سازد.
3ـ تنزّل از خدای معلّم و اَكرم
در سوره‌ی «علق» و در آغاز بعثت و رسالت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین آمده است: « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ* خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ ».[4]
در این آیات كریمه مبدأ و جایگاه نزول قرآن، خدای «معلّم» و «أكرم» معرّفی شده و می‌فرماید: ای رسول ما! قرآن را به نام پروردگارت كه آفریننده‌ی عالم است، قرائت كن؛ خدایی كه آدمی را از خون بسته آفرید؛ بخوان قرآن را كه پروردگار تو كریمترینِ كریمان است؛ خدایی كه بشر را علمِ نوشتنِ با قلم آموخت و به آدم آنچه را كه نمی‌دانست، به الهام خود تعلیم داد.
خدای سبحان در آیات دیگری از كتاب خود، فرشتگان حامل قرآن را «كرام بررة» معرّفی می‌نماید: «فِی صُحُفٍ مُكَرَّمَة *
مَرْفُوعَة مُطَهَّرَة * بِأَیْدِی سَفَرَة * كِرامٍ بَرَرَة ».[5]
آیات الهی، در صفحات مكرّم نگاشته شده است؛ صفحاتی بلند مرتبه و پاك و منزّه كه در دست سفیران حقّ و ملائكه‌ی مقرّب و عالی رتبه، و با حسن و كرامتند.
در آیه‌ای دیگر، قرآن كریم را گفته‌ی رسول كریم می‌خواند كه: « إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِیمٍ »[6] و در سوره‌ی «واقعه»، خود قرآن را به وصف «كریم» ستوده، می‌فرماید: « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ * فِی كِتابٍ مَكْنُونٍ».[7]
4ـ فرود آمده از طرف خدای رحمانِ رحیم «بخشنده و مهربان»
در سوره «فصّلت» كه یكی از حوامیم هفتگانه (حوامیم سوره‌هایی كه با حا و میم شروع شدند) است فرمود: « حم * تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»[8]؛ یعنی این كتاب، از رحمت رحمانی حق نشأت و سرچشمه گرفته و از رحمت رحیمیّه خداوند تنزّل یافته است. مقصود از این رحمت، رحمت عاطفی نیست؛ زیرا آن رحمت، به دلیل انفعالی بودنش ملازم با نقص است چه اینكه به جهت عاطفی بودن، نیاز به چیزی دارد كه عاطفه برانگیر باشد و احساسات و عاطفه‌های شخص را برانگیزد و او را به رحمت وادار نماید.
منظور از رحمت در این آیه‌ی كریمه و در اسم‌های نیكوی الهی، رحمتی است كه نقص موجودات را به كمال، ترمیم می‌كند و ناقص را از طریق هدایت، به كمال خویش واصل می‌سازد و این رحمت، رحمتی ابتدایی و غیر انفعالی است؛ رحمتی كه پیش از خلقت بوده و سبب خلقت است؛ چنانكه به جهت كامل ساختن مخلوق، همراه آن و پس از آن نیز خواهد بود. در بحثهای آینده روشن خواهد شد كه هنگام اجتماع دو اسم از اسم‌های نیكو الهی مانند حیّ و قیّوم، و رحمان و رحیم، تركیب و با هم بودن آن اسم‌های نیكو و تركیب آن صفات عالی، سهم مؤثّری در تنزل قرآن دارد.
5ـ فرود آمده از طرف خدای مبارك
در سوره‌ی «دخان» كه یكی دیگر از حوامیم هفت‌گانه است می‌فرماید: « حم* وَ الْكِتابِ الْمُبِینِ* إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَة مُبارَكَة»[9] و سپس می‌فرماید: « أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ».[10]
یعنی قسم به این كتاب مبین، كه ما آن را در شب پربركت قدر نازل نمودیم و این نزول قرآن در شب «مبارك»، از سوی خدای «تبارك و تعالی» است. قرآن فرود آمده‌ی بركت خدایی است؛ ظاهرش بركت ظاهری دارد و باطنش بركت باطنی، « وَ أَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَه‌ی وَ باطِنَه‌ی»[11]. قرآن كریم، برترین نعمت الهی است كه در ظاهر و باطنش نعمت فراوان وجود دارد. غرض آنكه، اگر بركتی برای قرآن ثابت شود یا برای شب قدر مقرّر گردد، همه‌ی آنها بالعرض خواهد بود؛ زیرا منشأ بركتِ ظرف زمان یا مظروف آن، ذات خداوند است كه بركت، به طور اصیل و ذاتی از آن اوست: « تَبارَكَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْكُ»[12]. بنابراین، مبدأ نزول قرآن، خداوند مبارك است.
6ـ فرود آمده از طرف خدای عزیزِ علیم «با عزّت و دانا»
در سوره‌ی «مؤمن» كه «غافر» نیز نامیده می‌شود و یكی از حوامیم هفت‌گانه است فرمود: «حم* تَنْزِیلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ».[13]
این كتاب آسمانی، از پیشگاه خدایی نازل شده است كه «عزیز مطلق» (مطلق یعنی بدون قید و شرط) و «علیم مطلق» است. خدایی كه جامع همه‌ی كمالات است، قهراً عزّت و علم را نیز داراست. آنچه كه در فرود آمدن وحی و قرآن نقش مؤثر دارد، همان عزّتِ در پرتو علم، علمِ در آغوش عزّت است.
«عزیز» به وجودی می‌گویند كه دسترسی به او میسّر نبوده، نفوذ ناپذیر باشد.
كسی كه اهل تسلیم و سازش نباشد و از استحكام و استواری برخوردار باشد «عزیز» است. در لغت، زمینی كه سفت و محكم و نفوذ ناپذیر است، «أرض عزاز» یعنی زمین نفوذناپذیر نامیده شده است. خداوند از آن جهت كه چیزی در اراده‌ی او نفوذ ندارد، بلكه تمام اشیا تحت نفوذ اوست، عزیز بالذات است و مایه‌ی عزت موجودهای دیگری؛ و از آنجا كه ذاتاً حضور محض و خالص است و تمام اشیا در پیشگاه علمش حاضرند، «علیم مطلق» است؛ همان طور كه «عزیز مطلق» است و قدرتی در مقابل او وجود ندارد.
قبلاً اشاره شد كه نكاح و تركیب دو اسمِ «عزیز» و «علیم»، در تنزّل و فرود آمدن قرآن سهمی دارد؛ یعنی این كتاب الهی، تنها محصول عزت خدا، یا تنها علم خدا یا ثمره‌ی عزّت و علمِ جدا از یكدیگر ـ به عنوان اینكه هر كدام در بخشی از نزول یا در بخشی از قرآن نازل مؤثّر باشند ـ نیست بلكه تركیب این دو اسم، معنای خاص خود را دارد و محصول ویژه خود را خواهد داشت.
7ـ فرود آمدن از طرف خدای عزیزِ حكیم
در آغاز سوره‌ی «شوری» می‌فرماید: «حم* عسق* كَذلِكَ یُوحِی إِلَیْكَ وَ إِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ »[14] و در دو سوره‌ی «جاثیه» و «احقاف» با الفاظ و عباراتی واحد و یكسان می‌فرماید: « حم* تَنْزِیلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ».[15]
در آیه‌ی اوّل از سوره‌ی «شوری»، مبدأ تنزّل و فرود آمدن وحی را، چه درباره قرآن و چه درباره كتب آسمانی گذشته، خدای «عزیزِ حكیم» معرّفی می‌نماید و در دو سوره‌ی بعدی، با عبارتی یكسان، نزول قرآن را از مبدأ «عزّتِ» در پرتو «حكمت» می‌داند.
خداوند در سوره‌ی «یس» برای تأیید رسالت پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرآن را با وصفِ «حكیم» یاد می‌كند و بر آن قسم می‌خورد: «یس* وَ الْقُرْآنِ الْحَكِیمِ* إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ».[16] كتابی كه «حكیم» است، بطلان و خلاف در آن راه ندارد؛ سخنان سست و بی‌برهان و خیالبافی‌های شاعرانه در آن راه ندارد و به همین جهت، خدای سبحان، رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را منزّه از شعربافی و تخیّل سازی معرّفی می‌كند: « وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما یَنْبَغِی لَهُ»؛[17] یعنی بافندگیهای خیالی، نه شایسته‌ی مقام رسالت است و نه ما به او شعر آموخته‌ایم.
البته مقصود از «شعر»، كلام منظوم نیست. گاهی ممكن است كلام آهنگین و منظومی، حكیمانه سروده شود و دراین صورت، نه تنها نقص نیست، بلكه كمال نیز هست. علاّمه بحرالعلوم ـ رضوان الله علیه ـ در علم فقه، برخی از مسائل عمیق فقهی را به نظم درآورده و حكیم سبزواری ـ رضوان الله علیه ـ نیز در فلسفه‌ی اسلامی، دوره فلسفه را به نظم كشیده است و كسی كه دارای علم معقول و منقول بود، مرحوم حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی، قدری از معارف عقلی را به نظم درآورده؛ ابن مالك، «الفیّه» را در تنظیم مباحث ادبی سروده و شیخ شهید، حاج شیخ فضل الله نوری ـ قدّس سّره ـ ، بعضی از مسائل عمیق را به نظم درآورده است كه همه‌ی اینها عین كمال است.
مقصود از «شعر» در این آیه، تخیّلات و بافندگی‌های قوّه‌ی خیال است كه شایسته‌ی مقام «حكمت» و «حكیم» نیست.
در خیالبافی و تخیّل پردازی، «تصدیق» وجود ندارد، بلكه سلسله «تصوّراتی» یافت می‌شود كه به جای «تصدیق» نشسته‌اند و یكی از موارد تفاوت بین «قضیّه» و «تصدیق» (دو اصطلاح منطقی هستند) این است كه در قیاسهای شعری، قضیّه هست، صورت قضیّه هست، ولی قضا و حكم نیست و به همین جهت، در آنها «تصدیق» نیست. تصدیق در قیاس خطابی، حكم ظنّی می‌خواهد و در قیاس برهانی، حكم قطعی و حال آنكه در قیاس شعری، چنین چیزی نیست؛ یعنی نه حكم قطعی است و نه حكم ظنّی؛ و لذا با مقام قرآن حكیم سازگاری ندارد.
یكی از اتّهامات منكران گمراه، این بود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ شاعر است و قرآن شعر اوست و می‌خواستند با این نسبت ناروا، قرآن را كتابی تخیّلی و شاعرانه جلوه دهند: « أَمْ یَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ»[18] كه خدای سبحان در برابر چنین اتّهامی، قرآن را كتابی محكم و استوار و حكیم معرفی می‌كند.
8ـ فرود آمده از طرف خدای حكیمِ حمید
خدای سبحان علاوه بر آنكه در آغاز سوره فصّلت، قرآن را فرود آمده از خدای رحمت و رحمن معرّفی نموده، در آیه‌ی دیگری از این سوره، آن را تنزّل خدای حكیمِ حمید می‌داند و می‌فرماید: «وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ* لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ»[19]؛ یعنی قرآن كریم، كتاب عزیز و نفوذ ناپذیری است كه از هیچ ناحیه‌ای بطلان در آن راه ندارد و این كتاب، به دلیل آنكه از مبدأ حكیمِ حمید نازل گردیده، كتابی محمود و ستوده شده و قرآنی مستحكم و استوار است. قرآن محمود كه ره‌آورد رسولی است كه به مقام محمود نایل آمده: «عَسى أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»[20]، در عین لطافت و ظرافتش، از استحكامی عقلی برخوردار است كه آن را از شعر و تخیّلی بودن منزّه و جدا می‌سازد.
9ـ فرود آمده از طرف خدای علیِّ حكیم
یكی دیگر از حوامیم هفت‌گانه، سوره‌ی «زخرف» است كه قران را به وصف «مبین» و فرود آمده از مبدأ «علیِّ حكیم» معرّفی نموده است: «حم* وَ الْكِتابِ الْمُبِینِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْكِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَكِیمٌ».[21]
خدای سبحان در آغاز این سوره، به قرآن و كتاب مبین سوگند یاد می‌كند؛ به كتابی كه هم روشن است و هم روشنگر همه‌ی حقایق.
این كتاب، وقتی كه تنزّل یافت و پایین آمد، در كسوت و لباس لغت و لفظ عربی مبین درآمد، امّا همین كتاب، در مقام بالا و در نزد خدای سبحان، كتابی «علیّ و حكیم» و كتابی بلند و عالی مرتبه است. اگر خداوند قرآن را به بلند مرتبه بودن و حكمت ستود و معرفی نمود، برای آن است كه كلام متكلّمی است كه آن متكلّم، ذاتاً دارای علوّ و حكمت است و چیزی كه از علیِّ حكیم و پایین آمد، به تناسب خود، از علوّ و استحكام محتوا و لفظ بهره‌مند خواهد بود. تركیب دو اسم «علیّ» و «حكیم»، سهم خاصّی در تركیب معارف قرآنی با یكدیگر دارد.


[1] ـ سوره‌ی آل عمران، آیات 1ـ3؛ الم، معبودی جز خداوند یگانه زنده و پایدار و نگهدارنده نیست. (همان كسی كه) كتاب را به حق بر تو نازل كرد.
[2] ـ سوره‌ی واقعه، آیات 77ـ80؛ كه آن، قرآن كریمی است، كه در كتاب محفوظی جای دارد، و جز پاكان نمی‌توانند به آن دست زنند (دست یابند) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده.
[3] ـ سوره‌ی فرقان، آیه‌ی 1؛ زوال ناپذیر و پربركت است كسی كه قرآن را بر بنده‌اش نازل كرد تا بیم‌دهنده جهانیان باشد.
[4] ـ سوره‌ی علق، آیات 1ـ5.
[5] ـ سوره‌ی عبس، آیات 13ـ16.
[6] ـ سوره‌ی تكویر، آیه‌ی 19.
[7] ـ سوره‌ی واقعه، آیات 77 و 78؛ كه آن، قرآن كریمی است كه در كتاب محفوظی جای دارد.
[8] ـ سوره‌ی فصّلت، آیات 1 و2.
[9] ـ سوره‌ی دخان، آیات 1ـ3.
[10] ـ سوره‌ی دخان، آیه‌ی 5؛ (آری، نزول قرآن) فرمانی بود از سوی ما؛ ما (محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ را) فرستادیم.
[11] ـ سوره‌ی لقمان، آیه‌ی 20.
[12] ـ سوره‌ی ملك، آیه‌ی 1.
[13] ـ سوره‌ی غافر، آیات 1 و 2.
[14] ـ سوره‌ی شوری، آیات 1ـ3؛ حم. عسق. این گونه خداوند عزیز و حكیم به تو و پیامبرانی كه پیش از تو بودند وحی می‌كند.
[15] ـ سوره‌ی جاثیه، آیات 1 و 2؛ حم. این كتاب از سوی خداوند عزیز و حكیم نازل شده است.
[16] ـ سوره‌ی یس، آیات 1ـ3؛ یس، سوگند به قرآن حكیم. كه تو قطعا از رسولان (خداوند) هستی.
[17] ـ سوره‌ی یس، آیه‌ی 69.
[18] ـ سوره‌ی طور، آیه‌ی 30؛ بلكه آنها می‌گویند: او شاعری است كه ما انتظار مرگش را می‌كشیم.
[19] ـ سوره‌ی فصلت، آیات 41ـ42.
[20] ـ سوره‌ی اسراء، آیه‌ی 79؛ امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد.
[21] ـ سوره‌ی زخرف، آیات 1ـ4؛ حم. سوگند به كتاب مبین (و روشنگر)، كه ما آن را قرآنی فصیح و عربی قرار دادیم، شاید شما (آن را) درك كنید و آن در «ام الكتاب» (لوح محفوظ) نزد ما بلندپایه و استوار است.


feet issues
شنبه 25 شهریور 1396 06:36 ب.ظ
Magnificent items from you, man. I've bear in mind your stuff prior to and you're just too fantastic.
I actually like what you have acquired right here, certainly like what you are saying and the way in which
wherein you say it. You make it entertaining and you still take
care of to stay it smart. I can not wait to learn far more from you.
That is really a great web site.
How can you get taller in a week?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:32 ق.ظ
Woah! I'm really enjoying the template/theme of this site.
It's simple, yet effective. A lot of times it's very
hard to get that "perfect balance" between user friendliness and visual appearance.

I must say that you've done a superb job with this. Also, the blog loads very quick for me on Safari.
Outstanding Blog!
How do you get taller?
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:42 ب.ظ
Great article! We are linking to this great content on our website.

Keep up the good writing.
How do you treat Achilles tendonitis?
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:02 ب.ظ
I could not refrain from commenting. Exceptionally well written!
zinabilleter.hatenablog.com
یکشنبه 8 مرداد 1396 05:32 ق.ظ
Thanks a bunch for sharing this with all of us you actually realize what you are speaking about!
Bookmarked. Kindly also consult with my web site =).
We will have a hyperlink exchange agreement among us
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر